|
|
بارون مياد ... باروني لطيف ... روزها و شبها رو توي خيابونهاي گلي و خاكي و خيس ميگذرونم ... تنهاي تنها ... مثل همون روزي كه اومدم و مثل همون روزي كه خواهم رفت ... وقتي فكر ميكنم ميبينم خيلي جالبه كه ديگه قرار نيست اينقدر محاسباتم بلند بالا و دراز باشه ... الان دقيقاً سي سال و يك روزمه ... فردا ميشه سي سال و دو روز و پس فردا سي سال و سه روز ... اينجوري بهتره بشمرم ... منطقي تره
اما سخته ... خيلي سخته ... خيلي سختمه كه ميبينم ته خط اين شكليه از هر چي بتونم بگذرم اينو نميتونم نديده بگيرم ... خدايا اين نامرديه ... نامردي ... نامردي سالم از سی رفت و غلطک سان روم از سراشیبی ، کنون ، سوی عدم پیش رو میبینمش ، مرموز و تار بازوانش باز و جانش بی قرار جان زشوق وصل من میلرزدش آبم و او میگدازد از عطش جمله تن را باز کرده چون دهان تا فرو گیردمر ا، هم زاسمان آنک آنک با تن پر درد خویش چون زنی در اشتیاق مرد خویش لیک از او با من چه باشد کاستن؟ من که ام جز گور سرگردان من ؟ من که ام جز باد و ، خاری پیش رو؟ من که ام جز خار و، باد از پشت و رو؟ من که ام جز وحشت و جرات همه؟ من که ام جز خامشی و همهمه؟ من که ام جز زشت و زیبا، خوب و بد؟ من که ام جز لحظه هائی در ابد؟ من که ام جز راه و جز پا توامان؟ من که ام جزنرمی و سختی به هم ؟ من که ام جز زندگانی، جز عدم؟ من که ام جز پایداری ، جز گریز؟ جز لبی خندان و چشمی اشک ریز؟ ای دریغ از پای بی پاپوش من درد بسیار و لب خاموش من شب سیاه و سرد و ناپیدا سحر راه پیچاپیچ و تنها رهگذر گل مگر از شوره من میخواستم ؟ یا مگر آب از لجن میخواستم؟ بار خود بردیم و بار دیگران کار خود کردیم و کار دیگران ای دریغ از آن صفای کودنم چشم دد فانوس چوپان دیدنم با تن فرسوده پای ریش ریش خستگان بردم بسی بر دوش خویش گفتم این نامردمان سفله زاد لاجرم تنها نخواهندم نهاد لیک تا جانی به تن بشناختند همچو مردارم ، به راه انداختند ای دریغ آن خفت از خود بردنم پیش جان از خجلت تن مردنم من سلام بی جوابی بوده ام طرح وهم اندود خوابی بوده ام زاده ی پایان روزم زین سبب راه من یک سر گذشت از شهر شب چون ره از آغاز شب آغاز گشت لاجرم راهم همه در شب گذشت. (شاملو) *- سامان عزيزم ... تولدت مبارك *_ كسي به تسليتيم يك دقيقه لال نشد چقدر بي كسم اي سرشناسهاي هميشه
|
> ما اينيييم <
> از ما بهتران <
...
> آرشيو < > و با حمايت ِ < دمای کنونی تهران
شمار بازدید کنندگان
|